سال چهارم | شماره چهل و یکم | ژوئن  2008 / تیر 1387 | شناسنامه و تماس  |   آرشیو چراغ    بازگشت به صفحه ی نخست      

 

 

شبیه مقدمه و اضافات

مهران

 

همجنسخواهان و ناجورها. اکنون سخن گفتن از ریشه ها و مطالبی از این دست و این بحث "همجنسگرایی بد است و یا خوب، مثبت است و یا منفی، نسبت اش با دین چگونه است و یا قرار است که کجا چه کسی ما را تأیید کند،" به نظر شخص من دیگر امری غیرضرور می نماید.

شاید، و البته تحقیقن این موارد و موضوعاتی از این دست هم مهم اند و هم پتانسیل ایجاد بحث و گفتگو در همه ابعاد را دارا می باشند.

آیا آنچه  امروز من و شما را  به چنین تقلایی وادار کرده که می نویسیم، داد می زنیم،اعلامیه می دهیم و می گوییم، ایهاالناس ما هستیم، تنها دلیلش همین ذکر مصائب و مطالب است. شاید بگویید برای القای نوعی حس تفاوت است !

اما آیا فقط ما متفاوتیم و تفاوت را می شود با داد زدن در حلقوم مردمی فرو کرد که گاه برای انتخاب میان دو رنگ متفاوت دچار سرگیجه می شوند، و البته در عین حال از همه هم متفاوت ترند.

تا به حال فکر کرده اید  که چرا ما باید بجنگیم  در حالی که میدان، عملن نابرابر است ؟

یا چرا باید اینگونه سعی در اتحاد با نیروهایی داشته باشیم که تا دیروز از دست دادن با ما کراهت داشته اند؟

چرا ما باید اینگونه خود را با ملتی و انسان هایی درگیر کنیم که همه از گوشت و پوست و استخوان آنهاییم؟

یا چرا اصلاً ما باید به شکلی خفقان آور سعی در گذراندن لحظاتی داشته باشیم که گاه  گلوهایمان را تا سرحد نوازش طناب های قطور پیش می برد؟

چرایی همه این مسائل و بیشتر از آن که در اینجا به دلیل کمبود زمان از ذکر آن خودداری می کنم، به نظر من در یک کلمه خلاصه می شود و آن بقا می باشد؛  برای بقا و به خاطر زنده ماندن و زندگی کردن.

پذیرفتن این نکته که من و تو اقلیت هستیم.

ما چون  خواهان بودن هستیم باید تلاش کنیم تا بمانیم.

اکنون که به دستور صریح رهبر انقلاب، ما مستوجب برخورد شدید و قاطع گشته ایم و ایشان خواستار محو یک همچنین پدیده ای به هر نحو ممکن شده اند، دیگر حجت بر همه ما تمام گشته و ما وارد یک نبرد برای بقا می شویم.

جدای از بحث مبنایی قضیه و چرایی آن، اکنون وقت عمل است، تلاش برای بودن و زنده بودن. تلاش برای آغاز زندگی ای که حرمت انسانی اش زیر پا گذاشته نشده باشد.

باید بحث را به سمتی ببریم که به یک همدلی آگاهانه برای مبارزه کردن برسیم و این خواب را از سر بیرون کنیم که با گوشه عافیت و عزلت برگزیدن می توان راحت به زندگی، که البته حق ماست، برسیم.

هرکدام ما با هر درجه ای و شکلی از به اصطلاح "ناجور بودن" تنها به دلیل همنشینی در یک کشتی و

شراکت در یک سرنوشت مشترک، مجبوریم برای بودن مبارزه کنیم.

این سرنوشت ماست و نه تنها سرنوشت، که دلیلی برای بودن ما ست.

مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید.