سال چهارم | شماره چهل و یکم | ژوئن  2008 / تیر 1387 | شناسنامه و تماس  |   آرشیو چراغ    بازگشت به صفحه ی نخست      

 

 

آرشام پارسی از همجنسگرایان در ایران می گوید

Yasmin Nair, Windy City Times

چهاردهم ماه می دو هزار و هشت

 

آرشام پارسی عضو شورای دبیران سازمان دگرباشان جنسی ایرانی است. پارسی در سال هزار و نهصد و هشتاد به دنیا آمد. او می گوید در شیراز بزرگ شده است و هیچ همجنسگرایی را در آن شهر نمی شناخت تا اینکه گروه اینترنتی ای برای همجنسگرایان تشکیل داد.  بعد از آن او بر روی اچ آی وی/ ایدز کار کرد و فعالیت هایش را بر روی همجنسگرایان متمرکز کرد تا جایی که ترس و نگرانی هایش که ناشی از گرایش جنسی اش بود افزایش یافت. بنا به گفته ی سازمان دیده بان حقوق بشر «قانون جزایی ایران کلیه ارتباطات جنسی بین دو مرد بالغ که موجب دخول شود را به مرگ محکوم می کند» همچنن در گزارش ها آمده است که زنان و لزبین ها نیز برای گرفتن حقوق مساوی خود ممکن است با شکنجه مواجه شوند. پارسی از ایران به ترکیه رفت و از آنجا به کانادا جایی که هم اکنون اقامت دارد، نقل مکان کرد. به گفته ی پارسی امروز، سازمان ایرکیو با هدف جرم زدایی همجنسگرایی در قانون مجازات اسلامی ایران و ارتقای سطح آگاهی مردم درباره ی دگرباشان فعالیت می کند.

روزنامه ی ویندی سیتی تایمز به صورت تلفنی با پارسی گفتگو کرد.

و.س.ت.: شما برای روز جهانی مقابله با همجنسگراستیزی در شیکاگو خواهید بود. روزی که از سال دو هزار و پنج شکل گرفت و در ارتباط با اعدام دو نوجوان به نام های ایاز و محمود در مشهد نیز می باشد. من مایل هستم نظر شما را در ارتباط با آن واقعه بدانم. در مصاحبه ای که در سال دو هزار و شش داشتید شخصیت آنها به عنوان همجنسگرا را به بحث گذاشتید. آیا نظرتان تغییر کرده است؟

پارسی:  این پرونده ای بسیار پیچیده است. به عنوان یک سازمان حقوق بشری، باید نسبت به پرونده ها مسئولانه برخورد کنیم. ما آنها را تا قبل از اجرای حکم نمی شناختیم، با توجه به سیستم بسته ی قضایی جمهوری اسلامی ایران نیز امکان دسترسی به پرونده ها به راحتی امکان پذیر نیست. بنابراین ما نمی دانیم که تحت چه شرایطی توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند و چه چیزهایی در زندان بر آن گذشته است. ممکن است به هر چیزی اعتراف کرده باشند. ما هیچ اطلاعی از حقیقت موضوع نداریم. من افراد زیادی را می شناسم که با همجنس های خودشان ارتباط جنسی دارند اما همجنسگرا نیستند. در حقیقت ما نمی دانیم که آنها همجنسگرا بوده اند یا نه. این وضوع اصلن روشن نیست.

ما بحث های زیادی با روزنامه نگارانی که ادعا می کردند آنها همجنسگرا بوده اند، داشته ایم. برخی مواقع روزنامه نگاران غربی هیچ اطلاعی ندارند که چه شرایطی در ایران وجود دارد. در ماه می دو هزار و هفت، هشتاد مرد در اصفهان دستگیر شدند. خیلی از رسانه ها نوشتند که آنها همجنسگرا بودند. و ما نگران بودیم که این خبرها به عنوان مدرکی علیه آنها در دادگاه استفاده شود. رسانه های غربی می توانستند کمکی باشند به قاضی برای اثبات جرم همجنسگرایی.

مهمترین مسئله این است که در ایران، مردم به دلیل رابطه های جنسی، رفتارهای جنسی و کنش های جنسی شان ممکن است به مرگ محکوم شوند. در ایران داشتن رابطه ی جنسی خارج از ازدواج بین زنان و مردان غیر قانونی است.

ما پرونده های زیادی داریم که می توانیم به آنها استناد کنیم. پرونده هایی که به دلیل روابط جنسی و بدون در نظر گرفتن گرایش های جنسی محکوم به مرگ شده اند. اگر به قانون مجازات اسلامی مراجعه کنید متوجه خواهید شد که تشخیص دلیل واقعی مشخص نیست و می تواند هر یک از عنوان های تجاوز، بچه بازی و یا همجنسگرایی را داشته باشد و تفاوت آنها قابل تشخیص نیست.

و.س.ت.: در ارتباط با خطر حمله به ایران چه فکر می کنید؟

پارسی: باور دارم که خشونت، حمله و جنگ دموکراسی، حقوق بشر و آزادی را به ارمغان نخواهد آورد. اگر دولت امریکا به ایران حمله کند مطمئنن برای برقراری دموکراسی نخواهد بود. من کاملن مخالف با هر گونه حمله و جنگ هستم.

و.س.ت.: بیشتر کارهای شما مبنی بر وجود یک هویت همجنسگرایی سراسری است. داستان شخصی آشکارسازی شما از طریق ارتباط با اینترنت بیشتر به تاثیرات غربی نزدیک است. همانطور که می دانید خیلی از فمنیست ها و محققان امور جنسی وجود هویت جهانی همجنسگرایی را به نقد کشیده اند. کتاب جوزف ماساد یکی از جدیدترین این مباحث است. نظر شما در این باره چیست؟

پارسی: در ارتباط با هویت جنسی، خیلی ها بر این باور هستند که ما نیازی نداریم که برچسبی برای گرایش جنسی مان داشته باشیم. اما گاهی اوقات این موضوعات فقط بر روی کاغذ درست در می آیند. خیلی ها می گویند که ما نباید زندگی و ترم های غربی همجنسگرایان را داشته باشیم. اما از واژه های گی و لزبین در ایران استفاده های زیادی می شود. به تازگی یکی از محققین امور جنسی به گونه ای گفته است که تا مادامی که به عنوان همجنسگرا با هویت غربی آن نباشند، در ایران مشکل خاصی ندارند.

و.س.ت.: من فکر نمی کنم که کسی وجود شکنجه برای همجنسگرایان در ایران را انکار کند، فکر می کنم این سوال وجود دارد که چطور یک دگرباش ایرانی هویت خود را اظهار می کند. در سایت ایرانین دات کام چوب دو سر-گهی راجع به مصاحبه اش با یک افسر امور پناهندگی در امریکا نوشته است. «او من را به مباحثی در رابطه با حجاب و فشارهای زنان در ایران کشاند. نمی توانستم با او مجادله کنم چون در آن صورت درخواست پناهندگی ام رد می شد» نظر شما در رابطه با مردمی که ناچار هستند برای گرفتن پناهندگی از احساسشان و هویت های غزبی همجنسگرایی حرف بزنند چیست؟

پارسی: من که مشکلی نداشتم. اما در امریکا پناهجویان با مشکلات بیشتری مواجه هستند تا در ترکیه. در دفتر کمیسریای عالی پناهندگن سازمان ملل در ترکیه بیشتر درباره ی واقعیت های داستان زندگی من بود نه اینکه آیا من همجنسگرا هستم یا نه و یا اینکه رفتارهای کلیشه ای همجنسگرایان را دارم یا نه. مجبور نبودم ثابت کنم که همجنسگرا هستم. وقتی کفتم همجنسگرا هستم، پذیرفتند. اما از پرونده های دوستانم در امریکا و یا کانادا خبر دارم که افسر پرونده به آنها گفته است که شما قیافه تان شبیه همجنسگرایان نیست. پناهجویان در جوامع غربی با چالش های بیشتری مواجه هستند.

و.س.ت.: در سخنرانی تان در مراسم Egale Canada در سال دو هزار و شش شما گفتید «دستان لرزان من می تواند نماینده ای از دگرباشان جنسی ایرانی باشد. دستان ما را بگیرید و ما را حمایت کنید. دگراشان جنسی ایرانی را فراموش نکنید، ما را تنها نگذارید» برخی ممکن است تصور کنند که این زبان خواهش و التماس برای کمک است نه یک کار سیاسی. نظر شما جیست؟

پارسی: ما از این جملات دیگر استفاده نمی کنیم. این مربوط به چند ماه اول فعالیت من در کانادا می شود. امروز ما دیگر نیازی به این ادبیات نداریم.

و.س.ت.: ما خبرهای زیادی درباره ی لزبین ها از طریق ایرکیو نمی شنویم.

پارسی: متاسفانه لزبین ها نسبت به گی ها مخفی تر هستند و بالطبع مشکلات بیشتری دارند. بیشتر آنها ترجیح می دهند که گرایش جنسی خود را مخفی کنند چون در جامعه ی ایرانی هم زن هستند و هم همجنسگرا. من تعدادی از فعالان جنبش زنان را می شناسم که مخالف همجنسگرایی هستند و لزبین ها را قبول ندارند و از آنها حمایت نمی کنند. برخی از لزبین ها را هم می شناسم که در جنبش زنان فعال هستند. آنها تصمیم گرفته اند که اول برای حق زن بودنشان مبارزه کنند و بعد از آن به حقوق لزبین ها بپردازند. آنها می گویند که در حال حاضر حق زن بودن ما در اولویت قرار دارد و زمانی که به برابری جنسی دست یافتیم فعالیت هایمان را به عنوان یک لزبین ادامه خواهیم داد. در هر حال تعدادی از لزبین ها هم هستند که در حال حاضر با سازمان ما همکاری دارند، وبلاگ نویس هستند و مجله ای هم منتشر می کنند.

و.س.ت.: در رابطه با فعالان حقوق زنان چطور؟ شما قبلا به شیرین عبادی اشاره کردید.

پارسی: توسط یکی از اعضایمان در انگلستان با شیرین عبادی تماس داشتیم و او گفت: «من به حقوق شما احترام می گذارم و آن را قبول دارم اما نمی توانم به صورت علنی از شما دفاع کنم» در ابتدا فکر می کردم که او همجنسگراستیز است و فقز به دلایلی مسائل جهانی می گوید که با حقوق همجنسگرایان مشکلی ندارد اما فکر می کنم اشتباه می کردم. اکنون باور دارم که شیرین عبادی و دیگر فعالان مطرح در جامعه ی ایران که برای حقوق زنان تلاش می کنند و پرونده های بسیار حساسی را در دست دارند نمی توانند به صورت علنی از همجنسگرایان دفاع کنند و شاید این به دلیل حفظ حقوق موکلانشان باشد. این احتمال وجود دارد که اگر شیرین عبادی از همجنسگرایان دفاع کند دولت و قوه ی قضائیه ممکن است چند فعال حقوق زنان را به تیغ بسپارد. 

و.س.ت.: یکی از اهداف شما ارتقای سطح آگاهی مردم درباره ی همجنسگرایی است. اما شما با افرادی هم چون پیتر تاتچر در یک مصاحبه ی تلویزیونی حضور داشتید، با کسی که به اسلام ستیزی دامن می زند. این کار شما چه عکس العمل هایی از طرف ایرانیان مسلمان دارد؟

پارسی: من در خیلی از مصاحبه ها و نشست ها شرکت کرده ام و نشستن بر پشت یک میز به این معنی نیست که ما نظرات و طرز تفکر یکدیگر را قبول داریم. همانطور که گفتید یکی از اهداف ما ارتقای سطح اطلاعات جامعه ی ایران نسبت به همجنسگرایی است و مبارزه با اسلام ستیزی یکی دیگر از برنامه های ماست. اسلام ستیزی و همجنسگراستیزی هر دو از پایه ای نفرت انگیز منشا شده اند. ما مشکلات زیادی با برخی از فعالان غربی حقوق دگرباشان داریم. گاهی اوقات آنها نمی دانند واقعن چه شرایطی در ایران حکمفرماست. آنها برنامه ها و اهداف سیاسی خود را مدنظر دارند. یکی از آن دردسرها را می توان واقعه ی ماه می دو هزار هفت در اصفهان دانست.

و.س.ت.: احساس شما به عنوان نماینده ی تمام دگرباشان ایرانی و رئیس سازمان ایرکیو چیست؟ 

پارسی: اجازه دهید یک مسئله را همین جا روشن کنم. من خودم را نماینده ی تمام دگرباشان ایرانی نمی دانم. من به صورت قانونی و توسط رای آنها انتخاب نشده ام. این احساس وظیفه ی شخصی من است. من به نا به دلایلی فعال حقوق دگرباشان جنسی ایرانی شده ام. بعضی از رسانه ها من را اینطور خطاب می کنند؛ آرشام پارسی، رهبر جنبش دگرباشان جنسی ایرانی. اما من این عنوان را دوست ندارم. من خودم را به عنوان رهبر نمی شناسم و معرفی نمی کنم ترجیح می دهم فعال حقوق دگرباشان جنسی ایرانی و عضو شورای دبیران سازمان ایرکیو خطاب شوم. من در حال حاضر برای حقوق آن دسته ای که خود را متعلق به جامعه ی دگرباشان جنسی ایرانی می دانند و امکان صحبت کردن علنی را ندارند، تلاش می کنم و سعی می کنم در مصاحبه ها و سخنرانی هایم نظرات آنها را هم منعکس کنم. باید اضافه کنم که من رئیس سازمان دگرباشان جنسی ایرانی نیستم، من یکی از هفت دبیر شورای دبیران سازمان دگرباشان جنسی ایرانی، ایرکیو، هستم. (این پاسخ، پاسخی است که در متن اصلی مصاحبه که به انگلیسی انجام شده است نیامده است. به این وسیله در اینجا متن انگلیسی اصلاح می شود. این پاسخ، که به متن اضافه شده است، پاسخی است که از جانب شورای دبیران سازمان ایرکیو تأیید می شود. )

و.س.ت.: ما از تاریخ زندگی شما به عنوان یک دگرباش ایرانی خبر داریم اما از نظرات و دیدگاه های سیاسی شما بی اطلاع هستیم. علاقمند هستید که چه اتفاقی برای ایران بیافتد.

پارسی: من خودم را یک فعال و صاحب نظر سیاسی نمی دانم. امیدوارم که دولتی دموکراتیک داشته باشیم و مردم بتوانند برای قوانین و حقوقشان تصمیم بگیرند و انتخاب کنند و خوب مسلمن انتخاباتی سالم هم داشته باشیم.

و.س.ت.: این بدین معنی است که شما فعالیت برای حقوق دگرباشان جنسی را فعالیت های سیاسی نمی دانید؟

پارسی: فعالیت برای حقوق بشر جزئی از فعالیت های سیاسی است. من ترجیح می دهم خودم را فعال حقوق بشر بدانم تا فعال سیاسی. ما همه احزابی را می شناسیم که خیلی فعال هستند اما برای حقوق بشر کار نمی کنند، هدف آنها قدرت است.

 

http://www.windycitymediagroup.com/gay/lesbian/news/ARTICLE.php?AID=18299

 

مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید.